تبليغاتX
دوسـت دارم :: بهانه ای برای دوست داشتن . . .
دوسـت دارم
بهانه ای برای دوست داشتن . . .
چی بی پروا حضورم را شکستند . . . (خودت میدونی)

قفس داران سکوتم را شکستند، دل دائم صبورم را شکستند

به جرم با به پای عشق رفتن، پرو بال عبورم را شکستند

 

مرا از خلوتم بیرون کشیدند، چه بی پروا حضورم را شکستند

تمنا در نگاهم موج می زد، ولی رویای دورم را شکستند...!

 

|+|
نوشته شده توسط محمود در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 1:16
هديه کار خود را کرده بود . . .

dokhtarak.ilumdn

 

مردی دخترک سه ساله ای داشت.

 

روزی مرد به خانه آمد و ديد که دخترش کاغذ زرورق گرانبهايش

 

را برای آرايش يک جعبه کودکانه هدر داده است و او دخترش را

 

به خاطر اينکه کاغذ زرورق گرانبهايش را برای آراستن يک جعبه

 

بی ارزش هدر داده تنبيه کرد و دختر کوچک آن شب با گريه به

 

بستر رفت و خوابيد. روز بعد وقتی از خواب بيدار شد ديد

 

دخترش بالای سرش نشسته و آن جعبه زرورق شده را به سمت

 

او دراز کرد و او تازه متوجه شد که آن روز روز تولدش است و

 

دخترش زرورق ها را برای هديه تولدش مصرف کرده است.

 

با شرمندگی دخترش را بوسيد و جعبه را از او گرفت و درب جعبه

 

را باز کرد. اما با کمال تعجب ديد که جعبه خالی است و دوباره

 

به دخترش پرخاش کرد که جعبه خالی هديه نيست و بايد چيزی

 

درون آن قرار داده ميشد. اما دخترک با تعجب به پدر خيره شد و

 

به او گفت که نزديک به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است

 

تا پدر هر وقت دلتنگ شد با باز کردن جعبه يکی از اين بوسه ها

 

را مصرف کند. . . می گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خود

 

داشت و هر روز که دلش ميگرفت جعبه را باز ميکرد و به طور

 

عجيبی آرام ميشد.     هديه کار خود را کرده بود . . .

 

 

خواهشا نظر یادتون نره دوستای خوبم

|+|
نوشته شده توسط محمود در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:48
بهاری پر از ارغوان . . .

jooje.ilumdn

 

بهاري پر از ارغوان

 

 

تو را دارم اي گل، جهان با من است.

تو تا با مني، جان جان با من است.

 

چو مي‌تابد از دور پيشاني‌ات

كران تا كران آسمان با من است.

 

چو خندان به سوي من آيي به مهر

بهاري پر از ارغوان با من است!

 

كنار تو هر لحظه گويم به خويش

كه خوشبختي بي‌كران با من است.

 

روانم بياسايد از هر غمي

چو بينم كه مهرت روان با من است.

 

چه غم دارم از تلخي روزگار،

شكر خنده آن دهان با من است.

 

((استاد فریدون مشیری))    

|+|
نوشته شده توسط محمود در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:2
عشق هرجـا رو كند آنـجا خوش اسـت . . .

عشق هرجـا رو كند آنـجا خوش اسـت


گر بـه دريـا افكـند دريـا خـوش اسـت

 


گـر بسـوزاند در آتـش , دلـكش اسـت


اي خوشاآن دل , كه دراين آتش است

 


تـا بـبـيــني عـشــق را آئــيــنــه وار


آتــشــي از جـانِ خـامـوشــت بــرآر

 


هـرچـه مي خـواهي , بـه دنـيا در نگــر


دشــمنـي از خــود نـداري سخــت تـر

 


عـشــق پيـروزت كـند بـر خـويشــتن


عـشـق آتـش مـي زنـد در مـا و مـن

 


عـشــق را دريــاب و خـود را واگــذار


تــا بـيابـي جــانِ نـو , خـورشـيـد وار

 


عـشــق هستــي زا و روح افــزا بــود


هـر چـه فــرمان مـي دهد زيـبا بــود

 

moosh.ilumdn

 


سلام به دوستای خوبم. ممنون از نظرای گرمتون. قربون قدمهاتون که باعث دلگرمیم تو این روز سرد زندگیه. این شعرو خیلی دوست دارم. تا اونجایی که یادمه تو کتاب فارسی اول یا دوم دبیرستان بوده و من تو دفتر خاطراتم نوشتمش. بازم با نظرای گرمتون همراهیم کنید. در سایه حق پیروز و موفق باشید.

محمود.دوست دارم

|+|
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 23:54
دوست داشتن را برایم معنا کن . . .

(( به نام تک سبکان دار کشتی عشق ))

 

Khoda.ilumdn

 

به من آموختي معني عشق را …

به من آموختي دوست داشتن به چه معناست!

قصه عشق را برايم خواندي و كلمه دوست داشتن را برايم معنا كردي…

به من درس عشق را ياد دادي ، و عاشق شدن را برايم معنا كردي…

تمام سختي ها و غصه هاي عشق را در گوشم زمزمه كردي و مرا عاشق

 خودت كردي! اينك من معناي واقعي عشق را از تو ياد گرفته ام و ميخواهم

آن چيزهايي كه به من آموختي را عمل كنم و با عمل كردن با آنها عاشقت

بمانم…

عشق براي من خيلي بي معنا بود، عشق برايم زودگذر و پوچ بود، عشق

برايم تنها هوس بود اما تو با داستاني كه از خود برايم ساختي و خواندي

معناي واقعي عشق را به من آموختي… به تو افتخار ميكنم اي عشق كه به

زيبايي هر چه تمام تر عشق را برايم تعريف كردي… ريشه عشق دوست

داشتن است و تو با آن معناي زيبايي كه از دوست داشتن برايم خواندي اينك

از تمام وجودم معناي دوست داشتن را ميدانم و به آن عمل ميكنم… تو با

عشق ورزيدنت و ابراز دوست داشتنت نسبت به من مرا به حال و هواي

ديگري بردي و مرا تسليم عشق و دوست داشتن خودت كردي و من نيز هيچ

حرفي در مقابل اين دوست داشتن و عشق پاك تو نخواهم داشت و در برابر

عشق پاكت سجده خواهم كرد… اگرچه عشق براي ما انسان ها كلمه زيبا و

آرام كننده اي نيست اما تو با ابراز پاك و بي ريايي كه داشتي كلمه عشق را

برايم مقدس و پر از معنا و آرامش بخش كردي…

عشقی كه در نيمه شب عشق برايم به تصوير كشيدی  و با ستاره های

درخشان در آسمان آن شب كلمه دوستت دارم را در آسمان برايم ساختي!

آهاي عاشقان، من يافتم !

آن عشق گمشده اي كه همه به دنبال آن بوديم را من براي خودم پيدا كرده

ام ، آهاي عاشقان اين عشقي كه من پيدا كرده ام نمونه آن در دنيا نيست …

آهاي عشق من ، تمام عاشقان را در سرزمين عشقت جمع ميكنم و تو نيز

براي آنان درس عشق را بياموز و معناي دوست داشتن را براي آنها بگو تا آنها

نيز به دنبال آن عشق واقعي خود بروند… اي عشق بيا و كاري كنيم كه

عشق پاك تمام دنيا را فرا گيرد و قحطي عشق از دنيا محو شود و همه با

هم يكدل و يكرنگ و صادقانه دنياي عاشقانه اي را بر پا كنيم …

عزيز راه دورم من در مقابل عشق  و دوست داشتن تو هيچ حرفی نخواهم

داشت چون  يك دوست داشتن واقعی و پاك است و من تسليم عشق توام!

 


 

سلام دوستان خوبم. شرمندم به مولا.

گفتم گرفتارم ولی خدا وکیلی خیلی بیش از اونیکه گفته بودم

گرفتاری کشیدم. البته هنوزم ادامه داره!

دست همتون درد نکنه. چه اونایی که سر زدنو نظر دادن.

چه اونائیکه تشریف آوردنو یادشون رفت نظر بدن و هم

اونایی که با دعای خیرشون تو رفع مشکلم کمکم کردن.

خلاصه رو سپیدم کردیدو واسم شرمندگی موند.

شرمندگی از اینکه آپ نکردم. شرمنده از اینکه جواب نظراتتونو

ندادم و شرمنده ازینکه بهتون سر نزدم!

خلاصه به بزرگواریتون ببخشیدم.

سر تیتر وبلاگو عوض کردم. همچنین آهنگشو.

امیدوارم خوشتون بیاد و بازم با نظراتتون دل گرمم کنید.

مخلص دربست همتون . . . محمود

|+|
نوشته شده توسط محمود در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 1:38
میا ای آفتاب . . .

متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را

ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را

 

بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب

که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا  را

 

بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب

که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را

 

ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق

صدای العطش آتش زده اعماق دریا را

 

وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم!

که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را

 

نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را

که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

 

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا

که  با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را

 

الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق

که در گودالِ خون، زهرا  نبیند ظهر فردا را

 

بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها

که دریابید زیر خارها گل های طاها را

 

سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم

میان این دو صف بشناس دنیا و عقبا را

 

 

اینم پانزدهیم طرح مرتبط با محرم.

به به نظر خودم خیلی قشنگ شده و از بقیه طرح ها بهتر شده.

 

محرم 15

 

از اونایی که تشریف آوردن و زحمت کشیدن و نظر دادن ممنونم. این روزا خیلی سرم شلوغه. اصلا خونه نیستم که بخوام آپ کنم. شبا اگه بیام ساعت۳.۲ میام. بعضی وقتا هم که میام اونقدر خسته هستم که با همون لباسهای بیرونم می خوابم. خوب چه کنم که محرمه و تاسوعا و عاشوراست.

دوستان تورو خدا دعام کنید. من یه مشکلی دارم که فقط یه نفر تو بین شما میدونه چیه که اونم خیلی وقته بهم سرنزده و انگاری منو فراموش کرده. ولی خواهشا شما دعام کنید. شاید به دعای شما عزیزان خدا یه نیم نگاهی به ما بکنه و لطفش بیش از این که شاملم هست نصیبم بشه.

 

لطفا نظر هم یادتون نره . . .

|+|
نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 14:31
دل می تپد برای حسین . . .

دل می تپد برای حسین . . .

 

محرم آمد و دل مي تپد براي حسين

شعار بزم سخن نام دلگشاي حسين

 

عروج پاک حسين است افتخار زمان

و جادوانه ترين عشق با نداي حسين

 

نماز عشق چه شيرين و با شکوه بود

اگر چه غرق به خون است دست‌هاي حسين

 

شنيد نغمه ي تکبير جبرئيل حزين

به سجده گاه ادب گشت هم صداي حسين

 

ز بردباري خورشيد بسي عجيب باشد

که ذره، ذره نگرديد در عزاي حسين

 

صداي شبنم مهتاب با نسيم سحر

ز شوق بوسه بباريد بر لقاي حسين

 

ستاره ها همه خاموش در حريم سپهر

ز آه ناله ي طفلان و اقرباي حسين

 

مرام راه حسين است درس مکتب ما

به عاشقان وفادار بر ولاي حسين

 

درود بر همه ي شاهدان و جان بازان

علي الخصوص بر سقاي با وفاي حسين

 

بهانه شمع بود صادقانه پروانه

کند به شيوه عشاق جان فداي حسين

 

حسين سرچشمه مهر و وفا بود

و نور ديدگان مصطفي بود

 

و آن گنجينه شهر مدينه

نصيب خاک پاک کربلا


بازم سلام به دوستای خوبم. از اونایی که سر میزنن و نظر میدن کمال تشکر رو دارم و امیدوارم بتونم جبران کنم.

راستی عزاداری هاتون مقبول درگاه حق.

منو که تو دعاهاتون فراموش نکردید؟

خیلی نیازمند دعای خیرتونم،     التماس دعا . . .


اینم سری چهارم طرح های مرتبط با محرم. البته به بزرگواری خودتون ببخشید. مبنام واسه هر سری ۴ تا طرح بود ولی بدلیل مشغله های متعدد تو این پست ۲ طرح آماده کردم. ان شاء الله بتونم بازم در خدمت دوستای خوبی مثل شما باشم.

میتونید تو ادامه مطلب طرح ها رو ببینیدو اگه خواستید استفاده کنید.

فقط خواهشا نظر یادتون نره . . . !


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط محمود در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 1:29
خیمه حسین(ع)، کجا برپاست...؟

خيمه حسين(علیه السلام) ، كجا برپاست؟

 

«حسين‏» زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته‏اند،

در پهندشت آفرينش انسان، سه پرده نمايش جاودانه از اسرار خلقت تصوير كرده‏اند:

1- عصيان آدم در بهشت و هبوط او به طبيعت ‏خاكى؛ كه آغاز كارزار هماره تاريخى هابيل و قابيل است.

2- بعثت انسان و ختم رسالت؛ كه مدرسه معراج دوباره آدمى است.

3- و عاشورا؛ كه صحنه نمايش فراگير و فشرده تماميت كارزار خوبى و بدى است. عاشورا عرصه اثبات ظفرمندى انسان خداگونه بر سپاه ابليس است؛ پرده‏اى است كه در آن عينيت عروج، و حقيقت معراج را تصوير كرده‏اند.

و حسين روح زيباى خداگونگى انسان است؛ ثارالله است.

آل عصمت هرگز بى دليل، حسين را وارث آدم، وارث نوح و ابراهيم و موسى، وارث عيسى و محمد، لقب نداده‏اند.

حسين زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته‏اند.

حسين تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است.

سينه حسين جلوه گاه نور هدايت نبى؛ و شمشيرش ذوالفقار عدالت على است.

اين مرام و منطق حسين است، كه آزادگى را تفسير مى‏كند. و آن فريادى كه از زبان او، هر دم در گوش زمانه مى‏پيچد، نداى همه مظلومان تاريخ است.

اگر حسين نمى‏بود، در دو راهي هاى دائمى انتخاب انسان - كه در سرنوشت‏ بشر تقدير كرده‏اند - چه كسى قافله‏هاى گمشده را هدايت مى‏كرد؟

از آن روز كه خون خدا در اوج بيداد عصر ستم در صحراى گرم و عطشناك نينوا بر زمين ريخته شد، عاشورا ديگر دهم نيست؛ آغاز و انجام است. زمان نيست؛ بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است. عاشورا تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است. و مدينه فرهنگ و تمدن خدايى عاشورا را شهرى است مقدس به نام كربلا. و سرتاسر زمين خدا كربلاست.

هان ‏اى حسينيان، خيمه‏هاى عشق و عزا برپا داريد و نغمه‏هاى شور شهادت سر دهيد و بر سنج آگاهى و طبل رحيل بكوبيد كه  محرم، آغاز هجرت انسان، بهار اصحاب شهادت و فصل لاله‏هاى سرخ و شقايق هاى گلگون، و زمان معراج وارث آدم از راه رسيده است.

از آن روز واقعه، هر كس و هر قافله‏اى كه ره مى‏سپارد، بى گمان در دو راهى انتخاب، كاروان حسين را خواهد ديد. پيوستن به اين قافله نور را آدابى است كه بى تشرف به آن، اجازه ورود نمى‏دهند. به حريم كاروان كه رسيدى بايد احرام شهادت بربندى و چون نداى رسا، اما حزين و غريبانه هل من ناصر شنيدى بايد لبيك اجابت گويى؛ و اصحاب اين كاروان را پيمان نامه‏اى است‏ به رنگ خون، و به زيبايى وسعت ايمان به نام شهادت؛ امضا كه كردى، بيرق سبز علمدار كربلا را بر سر خويش خواهى ديد، و اين عطر بهشت است كه به مشام تو مى‏رسد؛

راه حسين كوتاه ترين راه بهشت است.

خون جارى عاشورا تا ابديت در رگ و ريشه آزادگى جارى است. غيرتمندى نيست كه ماجراى آن محشر عظما را بشنود و به احرار جهان نپيوندد. كدام آزاده‏اى است كه وامدار قيام حسين و قيامتى كه هفتاد و دو تن در آن روز واقعه برپا كردند، نباشد؟ و كدامين چشم است كه مرثيه مصيبت آل ثارالله را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟

گريه بر حسين، الفباى آداب بيدارى، و علامتى است كه ميل به طهارت روح را گواهى مى‏دهد و اين آغاز كار است. بايد حسينى شد.

هر جا كه قيامى برپا است تا معروفى اقامه شود، حسين آنجاست؛ و هر كه بر منكر و ستم نخروشد به كاروان حسين پشت كرده است. حسين ميزان سنجش صداقت آدمى است، قبول ولايت ‏حسين، برات آزادى انسان از جهنم پليدي هاست.

هان‏اى حسينيان، خيمه‏هاى عشق و ايمان بر پا داريد و بر سنج آگاهى، و طبل رحيل بكوبيد كه محرم، آغاز هجرت انسان از راه رسيده است ...


سلام دوستان عزیزم. ممنون که بهم سر میزنید. این روزا خیلی گرفتارمو نمی تونم بیام به تک تکتون خبر بدم. به بزرگواری خودتون ببخشید.

جواب یکی از دوستان که پرسید پس عشق چی؟

باید بگم حسین هم یه عشقه ولی عشق خدایی. تو این ماه اگه به فکر حسین باشیم ضرر نمی کنیم. وقت واسه عشق بازی دنیوی زیاده. بعد از محرم بر میگردم به قالب قبلی.

شاید بتونم با این تغییراتی که دادم به خدام نزدیکتر بشم.

از همه اونایی هم که میان و سر میزنن ممنونم و بازم عذر می خوام که نمی تونم بیام بهشون سر بزنم و خبرشون کنم.

واسم دعا کنید دوستان.    خیلی محتاج دعا هستم.


اینم سری سوم ۴ طرح مرتبط با محرم. میتونید بر روی ادامه مطلب کلیک کنید و ازین ۴ طرح هم استفاده کنید. در پناه حق باشید.

 

خواهشا نظر یادتون نره دوستان . . .


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط محمود در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 11:57
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست . . .

(( روز شمار ایام محرم برای ذکر مصیبت اهل بیت ))

 

 

 

روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

روز سيزدهم محرم : مصائب حضرت امام سجاد عليه السلام و زينب کبري عليها السلام در کوفه و مسير

شام

 

  نکته:  روزهاي چهارم و پنجم بر اساس سنت قدما روضه اصحاب خوانده مي شد لکن در سالهاي اخير اين دو روز را به روضه طفلان زينب و حضرت عبدالله ابن الحسن عليه السلام اختصاص ميدهند .

 


 

                       الا..... ای محرم!


 

الا..... اي محرم!

تو آن خشم خونين خلق خدايي که از حنجر سرخ و پاک شهيدان برون زد. تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني که در کربلا ، نيمروزي به يکباره ترکيد. تو خون دل و ديده روزگاري که با خنجر کينه توز ستم، بر زمين ريخت . تو خون خدايي که با خاک آميخت. تو شبرنگ سرخي، که در سال هاي سياهي درخشيد.

 

 الا ..... اي محرم!

تو خشم گره خورده سالياني، تو آتشفشاني، تو بر ظلم دشمن گواهي. تو بر شور ايمان پاکان نشاني. تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمز حياتي، تو پيغام فرياد سرخ زماني. تو موجي ز درياي عصيان و خشمي که افتان و خيزان رسيده است بر ساحل روزگاران.

 

 الا ..... اي محرم!

 تو فجري، تو نصري ، تويي « ليلة القدر» مردم . تو رعدي ، تو برقي، تو طوفان طفي، تويي غرش تندر کوهساران!

 

الا ..... اي محرم!

 تو يادآور عشق و خون و حماسه. تو دانشگه بي نظير جهاد و شهادت. تويي مظهر « ثار» و « ايثار» ياران.

 

الا..... اي محرم!

به هنگام و هنگامه هجرت کاروان شهيدان . تو آن راهبان روانبخش و مهمان نوازي که در پاي ره پوي آزادگان لاله ارغوان مي فشاني.

 

الا ..... اي محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بيداد، قامت کشيدند و در صفحه سرخ تاريخ ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند. تو آن آشناي کهن ياد و دشمن ستيزي که همواره در يادشاني.

 

الا..... اي محرم!

تو آن کيمياي دگرگونه سازي که مرگ حيات آفرين را، به نام « شهادت» به اکسير عشقي که در التهاب سرانگشت سحر آفرينت نهفته است، چو شهدي مصفا و شيرين به کام پذيرندگان مي چشاني!


سلام به دوستان عزیز و همراهان گرامی. امیدوارم از این مطلب هم خوشتون اومده باشه. در ضمن سری دوم ۴ طرح مرتبط با محرم رو تو ادامه مطلب گذاشتم. فقط خواهشا نظر یادتون نره چون دلخوش به نظرهای گرم شما هستم . . .

                                         ((یا حق . محمود دوست دارم ))


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 13:39
محرم و عطر خوش حسین (علیه السلام) . . .

به نام آفریننده حسین . . .

 

سلام به دوستان عزیز که مطمئنم شما هم از حزن ائمه اطهار(ع) محزونید.

روز ها یکی یکی سپری میشن. هفته ها میان و میرن و الآن هم به ماه محرم رسیدیم.

به نوبه خودم فرا رسیدن این ایام رو به همه شیعیان امام حسین تسلیت میگم.

منم مثل همه یه تغییراتی تو وبلاگ میدم. ان شاء الله مورد قبول دوستان واقع بشه.

علی الحساب تو ادامه مطلب ۴  تا طرح مرتبط با محرم رو میذارم.

اگه خدا بخواد در روزهای آتی این ماه عزیز با آپهای محرم خبرتون میکنم.

امیدوارم خوشتون بیاد.                       ((یا حق . محمود.دوست دارم))




بازم ماه محرم اومد.

ماهی که نه فقط ما شیعیان، بلکه خیلی های دیگه هم عزادارن.

چون حسین(ع) فقط مختص ما نیست و بین تمام عالمیان

به عنوان مظهر شجاعت و شهامت و غیرت شناخته شده.

ماهی که در آن به خاندان پیامبر(ص) ظلم و ستم بی شائبه

روا داشته می شود.

ظلمی که حتی به بچه شش ماهه حسین یا طفل سه ساله

او هم رحمی نمی کنند و عاقبت خون بر شمشیر پیروز شد.

حسین با شهادتش یگانگی و جاودانگی اسلام را تداوم بخشید.

باشد که در این ماه عزیز هم به واسطه الطاف خداوند

و هم شفاعت امام حسین(ع)

و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهما سلام)

به خدای خود که گاهی

خیلی ازش دور میشویم نزدیک گردیم.

امید برای بخشایش تمام بندگان خدا در نزدش باقی است . . .

 

(( خواهشا نظر یادتون نره دوستان عزیز ))


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 17:0

 Masoud